هوش هیجانی
آیا هوش هیجانی بالایی دارید یا پایین؟
۱- وقتی افسرده اید و دوستی از شما می پرسد که چطورید بیشتر احتمال دارد که بگویید :
خوبم . نمی دانم . حدس میزنم نسبتا خوب باشم . دنبال دانستنش نباش .
یا
افسرده هستم .
۲- وقتی همسرتان کاری انجام می دهد که باعث ناراحتی شما می شود بیشتر احتمال دارد که
بگویید:
تو نباید این کار را می کردی .... واقعا احساسات مرا آزردی .
یا
احساس می کنم این کار باعث آزارم شد .
۳- وقتی کسی اشتباهی را به شما خاطر نشان می کند بیشتر احتمال دارد که :
از خودتان دفاع کنید . اشتباهی را در فرد مقابل یا در منطق او بیابید .
یا
از آن فرد تشکر کنید .
۴- وقتی در موقعیت ترسناکی قرار می گیرید بیشتر احتمال دارد که :
نگران شوید سعی کنید آن را از فکرتان بیرون کنید امیدوار باشید که آن موقعیت از بین برود
یا
احتمال به وقوع پیوستن ترستان را برآورد می کنید و راههای پیش رو را می سنجید .
۵- هنگامی که کسی به گفته تان واکنش شدیدی نشان می دهد بیشتر احتمال دارد که :
فکر کنید او بسیار حساس است و به او بگویید که فقط قصد شوخی داشته اید .
یا
عذارخواهی کنید و از اوبپرسید کجای حرفتان او را آزرده است .
به طور کلی هر چه بیشتر پاسخهای دوم را داده باشید هوش هیجانی بالاتری دارید .
اما هوش هیجانی چیست ؟
یک هوش در انسان وجود دارد که با علم انسان در ارتباط است و همانIQ نامیده می شود و هوش
دیگری وجود دارد که با احساسات انسان در ارتباط هست وهوش هیجانی نامیده می شود .
تعریف هوش هیجانی : هوش هیجانی به معنای توانایی انسان در شناخت مهار وبروز احساساتش و
توانایی اودر تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق به طوری که اورا به حداکثر خوشبختی برساند
می باشد .
همانطور که هوش علمی در افراد مختلف متفاوت است هوش هیجانی نیز در افراد بالاو پایین دارد .
افراد بسیاری را می بینیم که خیلی خوب درباره عقاید برداشتها و افکار خود حرف می زنند اما به راحتی
نمی توانند احساسات خود را بشناسند وبیان کنند این افراد دارای هوش هیجانی پایینی هستند .
افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند خیلی خوب می توانند احساسات خوب و بد درون خود را
بشناسند و احساسات بد خود را به احساسات خوب تبدیل کنند.
افراد بسیاری را می بینیم که مانند مرده متحرک بی احساس شده اند و یا فقط احساسات منفی را در
بیشتر روزهای زندگی خود تجربه می کنند این افراد هم دارای هوش هیجانی پایینی هستند .
هوش هیجانی پایین احتمالا مارا به ناخشنودی عمومی دچار می سازد که به شکل احساسات زیر
نمود پیدا می کند :
تنهایی ترس ناکامی گناه بداخلاقی تهی بودن افسردگی ناپایداری بی علاقگی دلسردی
ناامیدی الزام و اجبار رنجش عصبانیت وابستگی قربانی شدن و شکست خوردن .
از طرف دیگر هوش هیجانی بالا به خشنودی عمومی فرد منجر می شود که به اشکال زیر نمود پیدا
می کند :
با انگیزه بودن مهربانی صمیمیت مرکز توجه بودن وفاداری به عهد راحتی خیال داشتن آگاهی
تعادل تسلط بر خود آزادگی استقلال خشنودی رضایت قدر شناسی موفقیت در ایجاد روابط
خواستنی بودن .
ادامه دارد ........